سيد محمد دامادى

427

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

جَنيبت ؛ در عربى ، « صوف پشم شتر شش ساله و ناقه‌يى است كه به دراهم به كسى دهند تا بر آن غلّه آرد . « منتهى الارب » جنيبت از عربى جنيب : يدك ، اسب كتل ، « رسولدار برفت با جنيبتيان و قومى انبوه » « بيهقى / 29 ) « برفت به استقبال و بر اثر وى بو على رسولدار با مرتبه‌داران و جنيبتيان بسيار . » [ بيهقى / 288 ] جنيبت ؛ به معنى اسب يدك كه همراه اسب سوارى مىبردند ، به احتياط اين كه اگر اسب سوارى ، فرو مانده شد ، بر آن سوار شوند و همچنين اسب نوبتى كه بازين و برگ ، آماده بر درگاه داشته باشند كه چون احتياج فورى پديد آمد - بىدرنگ بر آن بر نشينند و جمع قياسى آن جنايب [ هر چند جمع جنوب هم آمده است به معنى بادهاى جنوبى ، مقابل باد شمالى و شرقى و غربى ، امّا اين معنى مناسب مقام نيست ] آمده است . در ديوان « عثمان مختارى » مىخوانيم : راندم همى به روضهء فردوس در فَرَس * ديدم بسى جنايبِ اقبال بر جناب [ ديوان عثمان مختارى ص 23 ] جنيبت بر لبِ شهرود بستند * به بانگِ رود و رامشگر نشتند [ نظامى ] جنيبت كش : ميرآخور ، شخصى كه اسب يدك را مىكشد . رفرف ( ع ) فرش گستردنى ، دامن خرگاه ، بالش ، و ساده ، پارچهء ديباى نازك ، نوعى ماهى « معين » عيسى ؛ ابن مريم ناصرى [ منسوب به ناصره ] ملقّب به مسيح ، مسيحيان وى را به لقب Christ خوانند و غالبا او را پسر خدا نامند و شهيد مصلوب در بيت لحم در 622